moharam

۱۵ شعر نوحه و مداحی مخصوص محرم

muharram

۱۵ شعر نوحه و مداحی مخصوص محرم

مداحی محرم, نوحه محرم

شماره ۱

 اللهم ارزقنا کربلا
روز و شب دارم دعا           آرزومه ای خدا        دیدن شیش گوشه ی کرببلا
همه رفتن کربلا              به دیار نینوا          اسم من از قلم افتاده خدا
من و این دیده ی تر        من و قلب پرشرر     من و یک عکس ضریح کربلا
       حرم اربابم حسین       صحن بین الحرمین      شده فکر و ذکر و خواب هر شبم
همه سوز و ساز من         اینه امتیاز من       که غلام و سینه چاک زینبم
میرسه تو هیئتا         به مشام جان ما      بوی دلنواز یاس از علقمه
بَه! که چه غوغا میشه    محشری بر پا میشه    شب جمعه کربلا با فاطمه
چی میشه روز جزا           به سپاس گریه ها          ما بشیم از همه آدما جدا
مست شاه نینوا            جای جنت خدا           ما بشیم ساکن کوی کربلا

شعر نوحه و مداحی مخصوص محرم, مداحی محرمشماره ۲

امام حسین(ع)-ورودبه محرم
شمیم عاطفه در کوچه ها رها شده است
دوباره هر شب من رنگ کربلا شده است
وزیده در همه جا عطر سیب حضرت عشق
قسم به ساحت گریه قسم به ساحت عشق
دوباره شوق حرم تا خدا دلم را برد
به عرش روشن کرب و بلا دلم را برد
دوباره ماه محرم، رسیده ماه عزا
غروب غربت جانکاه سیدالشهدا
صدا صدای قدیمی طبل و زنجیر است
فضا فضای صمیمی ولی چه دلگیر است
خروش ناله‌ی حیّ علی العزا در راه
دوباره قافله‌ی روضه های ثارالله
برات گریه دوباره به چشممان دادند
به ما حسینیه‌ی‌ گریه را نشان دادند
حسینیه است؟ نه، خیمه؟ نه، کربلا اینجاست
مزار خون خدا فی قلوب من والاست
محرم آمده آقا صدایمان کردی
برای عرض ارادت، جدایمان کردی
لیاقتی بده تا روضه خوان تو باشم
عنایتی که فقط در امان تو باشم  
بگیر دست مرا وقت خسته حالی ها
پری بده به دلم در شکسته بالی ها
مرا به غربت بی انتهای خود بردی
شبی که گوشه‌ی‌ صحن و سرای خود بردی
هنوز ندبه‌ی غم در رواق تو جاری است
هنوز داغ عطش بین باغ تو جاری است
صدای مرثیه‌ی آب آب می آید
صدای گریه‌ی‌ طفل رباب می آید
هنوز علقمه لب تشنه‌ی لب سقاست
هنوز چشم حرم در مصیبتش دریاست
امید اهل حرم می رود به قربانگاه
و یا به سوی منا می رود ذبیح الله
شکسته قلب حرم، یا مجیب می گوید
نگاه خسته ای أین الحبیب می گوید
از آسمان و زمین تیر و دشنه می بارد
ز هر کرانه فقط تیغ تشنه می بارد
صدای ناله‌ی أمن یجیب می آید
صدای روضه‌ی‌ شیب الخضیب می آید
خمیده خواهری انگار می رود از حال
گمان کنم که رسیده حوالی گودال
میان هلهله‌ی بی امان چه می بیند؟
میان نیزه و تیر و سنان چه می بیند؟
نه سیدالشهدا بر جدال طاقت داشت
نه ذوالجناح دگر تاب استقامت داشت
هوا ز باد مخالف چو قیرگون گردید
عزیز فاطمه از اسب سرنگون گردید
بلند مرتبه شاهی ز صدر زین افتاد
گر غلط نکنم عرش بر زمین افتاد

مداحی محرم, نوحه محرم

شماره ۳

هنوزم یه عاشقی هست، حرم شما نرفته 
دیگه روش نمیشه جایی، بگه کربلا نرفته

قبولم کن به پابوست بزار حرمتو ببینم
بزار برا یه بارم شده بیام پایین پات بشینم

چشم دل من به گنبد طلاته
دست رقیه رو سر زائراته
حسین وااااای

باز تو کوچه دم گرفته نفسای خیس بارون
گرد عشق و تو نگاهت داره مینویسه بارون

نرفتم کربلا اما بزرگ شده ی روضه هاتم
تو اوج روضه ها محو زیارت دارالشفاتم

وقتی میبینم علم و پرچمت رو
حس میکنم باز بوی محرمت رو

هنوزم یه عاشقی هست حرم شما نرفته
دیگه روش نمیشه جایی بگه کربلا نرفته

زیر آسمون کسی نیست خونه زاد تو نباشه
با همه دنیا غریبه هر کی یاد تو نباشه

دارم با گریه میخونم قسم به غم غربت تو
میگه زهرا قبول باشه به سینه زن هیئت تو

لحظه به لحظه دلم با اِذن آقا
داره میخونه یا ساقی العطاشا

شعر نوحه و مداحی مخصوص محرم, مداحی محرم

شماره ۴

 عباسم و خون حسین در بدن دارم
صد باغ گل بر پیکر از زخم تن دارم
با حسینم تا که هستم، این دو چشمم، این دو دستم

اگر شود نشان تیر چشم خونبارم
دست از حسین ابن علی برنمی‌دارم
با حسینم تا که هستم، این دو چشمم، این دو دستم

دریا ز خونِ دیده‌ام گشته گلباران
پیشانیم را بشکنید ای ستمکاران

با حسینم تا که هستم، این دو چشمم، این دو دستم

سقّایم و جاری بود خون ز کام من
در محضـر زهـرا بود این کلام من
با حسینم تا که هستم، این دو چشمم، این دو دستم

در موج دریا بر تنم، التهاب افتاد
تصویر لبهای حسین روی آب افتاد
با حسینم تا که هستم، این دو چشمم، این دو دستم

بر کام خشک تشنگان میکنم زاری
اشک سکینه گشته از چشم من جاری
با حسینم تا که هستم، این دو چشمم، این دو دستم

با آنکه در دریای آب لب نکردم تر
خجلت ز اصغر می‌کشم تا صف محشر
با حسینم تا که هستم، این دو چشمم، این دو دستم

مداحی محرم, نوحه محرم

شماره ۵

آب قحط و ابر قحط و آسمانت خشک شد
چشم براه عمو ماندی زبانت خشک شد

جان باقیمانده ام شد یک تبسم تیر دید
آخرین لبخند هم روی لبانت خشک شد

حرمله دست مرا هم دوخت بر قنداقه ات
بازویم می داد وقتی که تکانت خشک شد

خواستی بابا بگویی حرمله مهلت نداد
تار های صوتی ات سرخ و دهانت خشک شد

تیر نگذاشت که یک جمله به اخر برسد
هیچ کس حدس نمی زد که چنین سر برسد

پدرش که چیز زیادی نمی خواست،فرات
یک دو قطره، ضرری داشت به اصغر برسد

خوب شد عرش همه خون گلو رو برداشت
حیف خون نیست بر این خاک ستمگر برسد

شعر نوحه و مداحی مخصوص محرم, مداحی محرم

شماره ۶

با لب عطشان، خسته در میدان
هزار و یک غم داری
رأس تو بر نی، میکند ره طی
زگیسو پرچم داری
تویی تویی، ذکر لب جن و ملک
ثمره ی باغ فدک
یا لیتناکنامعک
حسین من آقام آقام آقام حسین من

دارد از ایمان، باغ دلهامان، شکوفه های احساس
میرویم هرشب، با دل زینب، کنار کف العباس
ضریح تو، از باغ گل زیباتره
از عاشقا دل میبره
مهد دعای اصغره
حسین حسین حسین
عباس من آقام آقام آقام عباس من

درمناجاتی، باب حاجاتی، مگر به این شک داری
از چه ای سقا، با قد رعنا، تو قبر کوچک داری
دلم میخواد، به کربلایتو برم
بیام کنار اون حرم
تو سرداب تو جون بدم
اباالفضل، اباالفضل…

تیغ تو خوش بود، حرمله کش بود، اگر به میدان بودی
چشم تو حالا، خفته در صحرا، امید طفلان بودی
برادرم در خاک و خون نشسته ای
پشت مرا شکسته ای، زخم سرت نبسته ای
حسین من آقام آقام آقام حسین من

از مزار تو از دیار تو، بوی خدا می آید
مرغ دل هر شب، بر لبش یا رب
به کربلا می آید
منم منم، فدایی سپاه تو
غلام روسیاه تو
امید من پناه تو

مداحی محرم, نوحه محرم

شماره ۷

آنجا که اشک پای غمت پا گرفت و بعد…
بغضی میان سینه من جا گرفت و بعد…

وقتی که ذوالجناح بدون تو بازگشت
این دخترت بهانه بابا گرفت و بعد …

ابری سیاه بر سر راهم نشسته بود
ابری که روی صورت من را گرفت و بعد

انگار صدای مادری دلخسته می رسید
آری صدای گریه ی زهرا گرفت و بعد

همراه آن صدا تمامیِّ کودکان
ذکر محمدا و خدایا گرفت و بعد

هر کس که زنده بود از اهل خیام تو
مویه کنان شد و ره صحرا گرفت و بعد

دور از نگاه علمدار لشگرت
آتش به خیمه های تو بالا گرفت و بعد

پس بر سنان کنند سری را که جبرئیل
شوید غبار گیسویش از آب سلسبیل

شعر نوحه و مداحی مخصوص محرم, مداحی محرم

شماره ۸

کم کم غروب واقعه از راه می رسید
یک زن میان دشت، سراسیمه می دوید

این خیمه ها نبود که آتش گرفته بود
آتش میان سینه ی او شعله می کشید

راهی نمانده بود برایش به غیر صبر
باید دل از عزیز سفر کرده می برید

مردی که رفت و از سر نی حسّ بودنش
قطره به قطره سرخ و غریبانه می چکید

آن مرد رفت و واقعه را دست زن سپرد
باید حماسه پشت حماسه می آفرید

مداحی محرم, نوحه محرم

شماره ۹

ای ساربان آهسته ران آرام جان گم کرده ام
آخر شده ماه حسین من میزبان گم کرده ام

در میکده بودم ولی بیرون شدم چون غافلین
ای وای ازین بی حاصلی عمر جوان گم کرده ام

پایان رسد شام سیه آید حبیب من ز ره
اما خدا حالم ببین من مهربان گم کرده ام

ای وای ازین غوغای دل از دلبرم هستم خجل
وقت سفر ماندم به گل من کاروان گم کرده ام

نعمت فراوان دادی ام منت به سر بنهادی ام
اما ببین نامردی ام صاحب زمان گم کرده ام

من عبد کوی عشقم و من شاه را گم کرده ام
آقا تو را گم کرده ام مولا تو را گم کرده ام

بنوشتم این نامه چنین با خون دل ای مه جبین
اما ببین بخت مرا نامه رسان گم کرده ام

شعر نوحه و مداحی مخصوص محرم, مداحی محرم

شماره ۱۰

از زمین تا آسمان آه است می دانی چرا؟
یک قیامت گریه در راه است می دانی چرا؟

بر سر هر نیزه خورشیدی ست یک ماه تمام
بر سر هر نیزه یک ماه است می دانی چرا؟

اشهد ان لا…شهادت اشهد ان لا …شهید
محشر الله الله است می دانی چرا؟

یک بغل باران الله الصمد آورده ام
نوبهار قل هوالله است می دانی چرا؟

راه عقل از آن طرف راه جنون از این طرف
راه اگر راه است این راه است می دانی چرا؟

از رگ گردن بیا بگذر که او نزدیک توست
فرصت دیدار کوتاه است می دانی چرا؟

از کجا معلوم شاید ناگهانت برگزید
انتخاب عشق ناگاه است می دانی چرا؟

از محرم دم به دم هر چند ماتم می چکد
باز اما بهترین ماه است می دانی چرا؟

مداحی محرم, نوحه محرم

شماره ۱۱

 راه را باز نمایید…محرم آمد
دم بگیرید که هنگامه ی ماتم آمد

دست بر سینه نهاده…همه تعظیم کنید
مادری دست به پهلو، کمری خم آمد

نوکران، سینه زنان، موی کنان، مویه کنید
سر برهنه ز جنان حضرت خاتم آمد

امشبی را که شب درد دل با یار است
سفره ی دل بگشایید محرم آمد

پیرهن مشکی ما حوله احرام عزاست
در حسینیه ارباب خدا هم آمد

چشم ما گریه کنان وصل به چشم زهراست
زین سبب سلسله ی اشک منظم آمد

بر سیاهی عزا دیده ی ما روشن شد
بزم دلداگی یار فراهم آمد

روز محشر که همه خلق خدا حیرانند
رتبه ی زائر ارباب مقدم آمد

قدر بال مگسی اشک بشوید دل ما
قطره ایی پاک تر از چشمه ی زمزم آمد

عرضه بر دوست کنم نوکری یک ساله
که همه عشق خدا صاحب پرچم آمد

فاطمه منتظر آمدن ما بوده
لشگر گریه کنانِ شه عالم آمد

شعر نوحه و مداحی مخصوص محرم, مداحی محرم

شماره ۱۲

گذشت خاطره هامان، گذشته ها غم شد
شکست قلب زمین باز هم محرم شد

نیامده دل من تنگ رفتنت شده است
بهانه گیر شب روضه خواندنت شده است

سیاه بر تن هر واژه٬ بیت می پوشم
ببخش اگر دهه ی اول آب می نوشم

از این مصیبت و داغی که بر تن گل هاست
دلم به نیزه شد اما سرم هنوز اینجاست
 

سر تو بر نوک نیزه نشان عاشوراست
ببین چقدر تفاوت میان تو با ماست

به پای داغ تو می بارم اشک چون خوشه
شکسته است دلم گوشه های شش گوشه

چه اشک های غریبی در این عزا جاری ست
به روی گونه ی من دسته های سینه زنی ست

صدای نوحه ی بادی غریب و آواره ست
اگر خطا نکنم این صدای گهواره ست

نشسته است کنارش رباب…لالایی
بخواب راحت علی جان!بخواب! لالایی

تمام دشت سکوت و نگاه ها بر ماه
چه اضطراب بدی…لا اله الا الله

سیاه پوش عزایی سفید بودم کاش
میان قافله من هم شهید بودم کاش

اگرچه گردن من دور مانده از تیغ است
دو ماه گریه برای تو باز توفیق است

نگویم اینکه برای خودت زهیرم کن
فقط بیا دم مرگ عاقبت به خیرم کن

مداحی محرم, نوحه محرم

شماره ۱۳

از آسمان منادی ماتم رسیده است
فبک علی الحسین… محرّم رسیده است
     
از آسمان ببار که دل‌ها گرفته است
خون گریه کن که قافله ی غم رسیده است

مشکی به تن کنید که احرام نوکری است
ایام شور و نوحه و سر دم رسیده است
   

ره وا کنید دست به سینه ادب کنید
زهرا ز عرش با کمر خم رسیده است

با گریه بر غم تو به معراج می‌رویم
این ارث مادری است دمادم رسیده است

نام تو ای مبدل السیئات بالحسنات
هر جا به داد توبه آدم رسیده است

والفجر کربلای تو قبل از طلوع عشق
تا ابتدای سوره مریم رسیده است

ای وای رد نیزه و شمشیر کیست این
تا بوسه‌گاه حضرت خاتم رسیده است

تا زنده‌ام بر غم تو گریه می‌کنم
شکر خدا به زخم تو مرهم رسیده است

از غیر خط کرب و بلا دم زدن چرا
از جانب حسین مگر کم رسیده است

حالا زمان یاری مظلوم کربلاست
هل من معین خطاب به ما هم رسیده است

مانده است ایمن از فتن آخرالزمان
هر کس که در حوالی پرچم رسیده است

شعر نوحه و مداحی مخصوص محرم, مداحی محرم

شماره ۱۴

بتاب ای مه که زینب دل غمین است
پریشان دل ز مرگ شاه دین است

بتاب ای مه رقیه دل کباب است
ز مرگ باب خود در پیچ و تاب است

بتاب ای مه تو بر گلهای زهرا
که پرپر گشته در این دشت و صحرا

بتاب ای مه که اندر پای گلها
فتاده باغبان از جور اعدا

بتاب ای مه که اندر شور و شینم
پریشان دل من از مرگ حسینم

بتاب ای مه که بینم کودکانم
سرشک غم رود از دیدگانم

خداحافظ حسین با وفایم
که من عازم سوی شام بلایم

تویی در کربلا بی یار و تنها
من اندر شام غم بی آشنایم

بروی نی سرت از کوفه و شام
بود هم مونس و هم رهنمایم

ترا امشب نگهبان ساربان است
من اندر کوفه در بند بلایم

مداحی محرم, نوحه محرم

شماره ۱۵

قتیل کربلا را دوست دارم
ذبیح بالقفا را دوست دارم

من از زوار دشت کربلایم
عزیز مصطفی را دوست دارم

قسم بر آب آب کودکانش
شهید نینوا را دوست دارم

اگر چه شیعه خوبی نباشم
گل خیر النسا را دوست دارم

چه خوب است روز عاشورا بمیرم
که من خون خدا را دوست دارم

به والله به والله و به والله
حسین سر جدا را دوست دارم

خدایا قاری قرآن زینب
به روی نیزه ها را دوست دارم

به حق آخرین فریاد مولا
امید خیمه ها را دوست دارم

قسم بر یاس و گلهای شقایق
نسیم کربلا را دوست دارم

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *